Freitag, 21. September 2012

گاوِ درون/1


میلۀ اتوبوس رو گرفته بودم. یکی کنارم پرسید :„danske?“ برگشتم و داشتم فکر میکردم دانسکه یعنی چی. شاید داشت میپرسید که من دانمارکی هستم. حدودا سی ساله بود، از اون قیافه هایی که به دل میشینه، ظریف ولی مردونه. مدل برد پیت مثلا. از اینهایی که هر خط کنار چشمشون یه حکایته. نگاهش گرم بود و لبخندش هم محو نمیشد. خیلی جدی گفتم نه. رفتم طرف در و ایستگاه بعدی پیاده شدم.

4 Kommentare:

unsterblich hat gesagt…

:)))) پس چرا اخم کردی؟ عن بازی در آوردی؟
تازه رفتم آنلاین معنی شو دیدم. من چه میدونم یعنی چی؟

unsterblich hat gesagt…

رفتم معنی شو دیدم. خوب چرا اخم کردی؟
کاش عرضه داشت آدمیزاد ور میداشت یاروها رو همونجا ماچ میکرد

The Gadfly hat gesagt…

ببین! کاشکی عن بازی در آورده بودم. لااقل نشون میداد فکر کردم، بعد یه حرکتی کردم. این عکس العمل طبیعیه منه، هنوز هم

The Gadfly hat gesagt…

حالا اخم نکردم شاید، ولی از جدیت مردم.