دیروز اومدم شیرینی درست کنم، تخم مرغ دو تا زرده داشت! تا حالا ندیده بودم! دهخدا که میگه: بیضه که
در درون ، دو زرده دارد و مرغ چون چنین بیضه آرد خداوندش آن را به
فال نیک گیرد و از آن به نیکبختی شگونی زند. ما هم به فالِ نیک میگیرم و امیدواریم که سال خوبی باشه! واسه خودمون و اخوی و ابوی و والده و همهٔ مردمِ شهر
Dienstag, 20. März 2012
Dienstag, 13. März 2012
رنج!
این نوشتۀ مرضیه رسولی امروز توسط خیلیها تکرار شد:
رنج آدم را غنی میکند؟ بعید میدانم. رنج باعث میشود آدم عیار دستش
نباشد، معیارش با معیارهای دیگر نخواند، از بقیه فاصله بگیرد و تنهاتر شود. آنها
که کمتر غریبهاند، بعد از آن دیگر مرا با تجربهی رنجم میبینند و ناخودآگاه جایی
دورتر از خود میگذارندم و با فاصله نگاهم میکنند، ملاحظهام را میکنند و همین
ملاحظه کردن یعنی نادیده گرفتن. من آنها را جایی دورتر از خودم مینشانم و رنجی که
کشیدهام بین من و آنها دیوار میکشد
و یادم آورد که در این جامعه همه چون کودکانی نا بالغیم که پدر مادرهایمان ما را درک نمیکنند. خاص بودن موقعیت ما را... تفکرات ما را و تفاوت های ما و تفاوت رنجهای ما را
و فکر میکنم که پدر مادرها هم خودمان هستیم با درکی خوب یا بد از مشکلات فرزندانِ دور واطرافمان ولی شاید نه از خودمان .
و میبینم که همه مثل هم هستیم در خیال اینکه من خاصم ولی بقیه نمیفهمند و چقدر بهتر بود اگر بر عکس، همه خیال میکردند که بقیه، تک تکشان، خاصند وخودشان مثل همه
Sonntag, 4. März 2012
Ent-Täuschung
هر کس به طریقی دل ما میشکند، بیگانه جدا دوست جدا میشکند
بیگانه اگر میشکند حرفی نیست، من در عجبم دوست چرا میشکند؟
خاتمی رو دوست دارم، فارغ از تمام اشتباهات یا کوتاهیهایی که شاید کرده بود.
رای دادنش دلم رو شکست، فارغ از تمام مصلحتهایی که میخواد پشتش بوده باشه.
دلم رو شکست که، کلمهٔ بهترش به آلمانی به ذهنم میاد
.
Ich war enttäuscht. Ein blödes Gefühl! Aber so ein tolles Wort. Du wirfst niemandem etwas vor, außer dass er nicht so gehandelt hat wie du es wolltest. Es drückt deine Gefühle perfekt aus, die Desillusionierung, die Traurigkeit, das nicht mehr umkehrbare... Und doch ist es ein sehr nüchternes Wort. Enttäuscht zu sein bedeutet: was du erwartet hast, ist nicht eingetreten. An sich ist aber alles in Übereinstimmung. Was du erwartet hast war eine Täuschung! Und nun wurdest du der Realität belehrt. Du wurdest Ent-Täuscht! Ein Wort das einen so positiven Inhalt mit so negativen Empfindungen vereint. Hach ich bin enttäuscht! Wie herrlich!
راستی!دفعهٔ قبلش هم که این حس بهم دست داد، سر پارازیت بود، که نتونستن با هم به توافق برسن
Freitag, 2. März 2012
جنده
آقا! و بیشتر از اون خانم! "جنده" فحش نیست. و "مادر جنده" و
"خواهر جنده" هم! جنده شخصیست که تن خودش رو میفروشه به انتخاب خودش! مزاحمتی هم برای کسی ایجاد نمیکنه! این کجاش پتانسیل توهین یا تحقیر داره که شما میخوای ازش به جای فحش استفاده کنی؟
Abonnieren
Posts (Atom)