Dienstag, 13. März 2012

رنج!

  این نوشتۀ مرضیه رسولی امروز توسط خیلیها تکرار شد:

رنج آدم را غنی می‌کند؟ بعید می‌دانم. رنج باعث می‌شود آدم عیار دستش نباشد، معیارش با معیارهای دیگر نخواند،‌ از بقیه فاصله بگیرد و تنهاتر شود. آنها که کمتر غریبه‌اند، بعد از آن دیگر مرا با تجربه‌ی رنجم می‌بینند و ناخودآگاه جایی دورتر از خود می‌گذارندم و با فاصله نگاهم می‌کنند، ملاحظه‌ام را می‌کنند و همین ملاحظه کردن یعنی نادیده گرفتن. من آنها را جایی دورتر از خودم می‌نشانم و رنجی که کشیده‌ام بین من و آنها دیوار می‌کشد 

و یادم آورد که در این جامعه همه چون کودکانی نا بالغیم که پدر مادرهایمان ما را درک نمیکنند. خاص بودن موقعیت ما را... تفکرات ما را و تفاوت های ما و تفاوت رنجهای ما را 
و فکر میکنم که پدر مادرها هم خودمان هستیم با درکی خوب یا بد از مشکلات فرزندانِ دور واطرافمان ولی شاید نه از خودمان .
و میبینم که همه مثل هم هستیم در خیال اینکه من خاصم ولی بقیه نمیفهمند و چقدر بهتر بود اگر بر عکس، همه خیال میکردند که بقیه، تک تکشان، خاصند وخودشان مثل همه

Keine Kommentare: