Montag, 17. Dezember 2012

سوخت؟

 فکر کن یه غذای بینهایت خوشمزه. بعد فکر کن همون قاشق اول نوک زبونت یه ذرّه بسوزه. یه همچین حالتی رو دارم مجسم میکنم. از بقیۀ غذا که نمیگذرم طبیعتا... امّا ،

Dienstag, 11. Dezember 2012

بیشتر بهتر است یا بهتر؟



تو هر خانواده ای یه آدم آب زیر کاه پیدا میشه که از بچه بپرسه مامانت رو بیشتر دوست داری یا باباتو. نمیدونم بچه بودم چی جواب میدادم. فکر کنم و امیدوارم که جوابی نداده باشم. ولی حالا. غرض از این حرف این بود که بین این عشقهایی که میان و میرن تو زندگی، آدم کدومشون رو از همه بیشتر دوست داشته؟ الان بگم اونی که سر هیجده سالگی عاشقش شدم و هیچوقت هم چهار تا کلمه بیشتر باهاش حرف نزدم وتا همین چند سال پیش هنوز هم سرک میکشید تو خیالم و وقتی تو خیابونای تهران یهو فکر میکردم دیدمش نفسم وای میستاد رو کمتر دوست داشتم ازاونی که یه چند ماهی از صبح تا شب فکرم رو قرق کرده بود و همش درد بود و اشک و به خودم گفتم ها پس اینکه میگفتن بی تو میمیرم اینو میگن یا اونی که چند سال با هم بودیم و من از سر غدی یا بچگی همیشه منتظر یه  دوست داشتنِ بیشتری بودم ولی هنوزم بهش فکر میکنم پر از حس خوب میشم.... الان جمله باید با چه فعلی تموم شه، یادم رفت. ولی میخوام بگم، تو رقابت بین اون اصل کاریا نباید دنبال بیشتر و کمتر بود. همه رو زمان خودشون تا جایی که تونستم و بلد بودم دوست داشتم. ولی یه جایی میرسه که میتونی بگی این یکی رو بهتر از بقیه دوست دارم.

Montag, 10. Dezember 2012

بیشتر نمیدانم، بهتر دوستت دارم

Sonntag, 9. Dezember 2012

کادو

یک مشکلی دارم من ز دانشمند مجلس بازپرس!
برای مردم کادو میخرم، بعد یا میذارم خونه نمیدم بهشون، یا میذارم تو کیفم میبرم، نمیدم بهشون، بعد هم تمام مدت توی مهمونی تو کله ام دارم توجیه میکنم که چرا دارم نمیدم. الان کادو رو ندی بهشون، طوری نمیشه که، اینا که انتظار نداشتن، حالا بعدن میدی،  الان مثلا یادت رفته، بعد دم در یهو یادت بیفته بگو ا اینم بود، بعد میرم دم در هم نمیدم، بعد میرم خونه کادو رو در میارم یه سری هم به تاسف برای خودم تکون میدم، کادو رو هم خودم باز میکنم بعد هم یادم نمیاد الان چیکارشون میکنم

آدم میخواد کادو بده باید ذوق داشته باشه، ندارم من، به ندرت دارم. از بس که فکر میکنم خوششون نمیاد، یا دارن، یا لوسه  یا کوفت.  خوب نگیر خواهر من. چندین و چند ساعت از خریدن تا کادو کردن تا ندادن آسایش رو از خودت سلب میکنی بیخودی.