Sonntag, 9. Dezember 2012

کادو

یک مشکلی دارم من ز دانشمند مجلس بازپرس!
برای مردم کادو میخرم، بعد یا میذارم خونه نمیدم بهشون، یا میذارم تو کیفم میبرم، نمیدم بهشون، بعد هم تمام مدت توی مهمونی تو کله ام دارم توجیه میکنم که چرا دارم نمیدم. الان کادو رو ندی بهشون، طوری نمیشه که، اینا که انتظار نداشتن، حالا بعدن میدی،  الان مثلا یادت رفته، بعد دم در یهو یادت بیفته بگو ا اینم بود، بعد میرم دم در هم نمیدم، بعد میرم خونه کادو رو در میارم یه سری هم به تاسف برای خودم تکون میدم، کادو رو هم خودم باز میکنم بعد هم یادم نمیاد الان چیکارشون میکنم

آدم میخواد کادو بده باید ذوق داشته باشه، ندارم من، به ندرت دارم. از بس که فکر میکنم خوششون نمیاد، یا دارن، یا لوسه  یا کوفت.  خوب نگیر خواهر من. چندین و چند ساعت از خریدن تا کادو کردن تا ندادن آسایش رو از خودت سلب میکنی بیخودی.

Keine Kommentare: