Samstag, 15. November 2025

دارم شهر رو‌ میبینم، ولی خودم رو‌ توش نه

شنیدید میگن هر چیزی یه زمانی داره؟ این روزها زیاد از مهاجرت معکوس میبینم. از کسانی که برگشتن ایران و دارن از شهر و دریا لذت میبرن. 
یاد خودم میفتم که ده سال پیش آرزوم بود برگردم. ده سال پیش باهات شرط میبستم که این مرکز شهر تهران میشه یه مرکز جنتریفای شده و پر از کافه و گالری و the place to be. چقدر دنبال آپارتمان تو خیابونهای نوفل‌لوشاتو و پارک شهر و اطرافش گشتم. همین که امروز شده رو پیشاپیش میدیدم و‌ میخواستم. 

و امروز که شده، دیگه خواهشی در من نیست. میبینم. میدونم قشنگ و خواستنیه. ولی اون ترکیب حسهای ده سال پیش لازمه، که نیست. وسطش کارهای کرده و‌ نکرده خودم، پر کاری دستگاه سرکوب و گذر زمان ترکیب حسها رو به هم ریخته.

 و این شده که دارم شهر رو‌ میبینم، ولی خودم رو‌ توش نه. 

Keine Kommentare: